السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

650

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

اصل و قاعده‌اى نشان نداده و هيچ نوع فحص و بررّسى را لازم ندانسته‌اند . و اين تسامحى كه در روايات غير فقهى معمول گرديده ، اين نتيجه را به بار آورده است كه روايات نادرستى در بعضى از كتاب‌هاى تراجم نيز مانند رجال كشّى ، و مقالات اشعرى ، منتشر گرديده و در اخبار دانشمندان قرون بعد قرار گرفته است . مثلًا كشّى در ترجمهء مغيرة بن سعيد ، از يونس نقل مىكند كه هشام بن حكم مىگفت : من از امام صادق ( ع ) شنيدم مىفرمود : مغيرة بن سعيد ، عملًا مطالب دروغى را به پدرم نسبت مىداد . . . و در اخبار اصحابش قرار مىداد كه محتويات آنها را در ميان شيعه منتشر سازند . يونس مىگويد : من وارد عراق شدم و در آن جا عدهء زيادى از اصحاب امام باقر و امام صادق را ديدم ، و از آنها حديث‌ها شنيدم ، و كتاب‌هاى آنها را استنساخ نمودم ، سپس نسخه‌هاى خودم را به حضرت رضا ( ع ) ارائه دادم . امام ( ع ) احاديث زيادى را كه از كتب اصحاب امام صادق و امام باقر ( ع ) استنساخ شده بود ، از درجهء اعتبار ساقط فرمود . . . « 1 » نتيجه وجود اين نوع روايات ، خواه صحيح باشند يا غير صحيح ، اين حقيقت را به روشنى ثابت مىكند كه روايات غير صحيح و ساختگى ، به كتاب‌ها و متونى مانند « رجال كشّى » و امثال آن راه يافته است . زيرا اين روايات ، اگر صحيح باشند از وجود روايات غير صحيح در اين گونه كتاب‌ها خبر مىدهند و اگر ناصحيح باشند ، خود آنها روايات ساختگى و غير صحيحى هستند كه به « رجال كشّى » راه پيدا كرده‌اند و كشّى ، روى اشتباه و به گمان صحّت ، آنها را در كتاب خود نقل نموده است ، پس به هر دو تقدير ، وجود اين روايات كه در اين جا از « رجال كشّى » آورديم ، خود دليل قاطعى بر وجود روايات بىاساس كه در لابلاى مطالب اين كتاب‌ها وارد شده است .

--> ( 1 ) . اين حديث را مختصر نموديم .